در صحيح بخارى از ابو هريره نقل شده : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نماز خواند و گفت : شيطان بر من آشكار شد و خواست نماز مرا قطع كند ، خدا مرا بر او غالب كرد ، او را كنار زدم ، خواستم وى را به يكى از ستونها ببندم تا صبح او را ببينيد ، اما قول سليمان را ياد آوردم كه گفته :
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي
در نتيجه خدا او را ناميد برگردانيد « 1 » .
اين روايت در مجمع البيان نيز از بخارى نقل شده است ، معلوم مىشود كه گرفتن و به زنجير كشيدن شياطين مخصوص سليمان بوده است .
39 -
هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
.
الميزان نظر مىدهد كه
بِغَيْرِ حِسابٍ
قيد « عطائنا » و معنى آن تمام نشدنى است ، آن گاه مىفرمايد در دادن به ديگران مخير هستى و تأثيرى در تمام شدن ملك تو ندارد .
در جوامع الجامع نيز مانند الميزان است ، بعضى
بِغَيْرِ حِسابٍ
را معنى كرده يعنى در دادن و ندادن محاسبه نخواهى شد .
40 -
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
.
مراد از « حسن مأب » رسيدن به بهشت و سعادت ابدى است ، نكره آمدن زلفى و مأب براى تفخيم و عظمت آنهاست .
ناگفته نماند : در تفسير اين آيات مطالب گوناگونى نقل شده كه بايد گفت : از اسرائيليات هستند و چهرهء انبياء عليهم السّلام را نازيبا نشان مىدهند ، از جمله آنكه : سليمان روزى گفت : امشب با هفتاد زنم هم بستر خواهم شد كه هر يك پسر مجاهدى به دنيا آورد ولى « انشاء اللَّه » نگفت در نتيجه فقط يك زن حامله شد ، او هم يك كودكى در آورد كه نصف بدن بود ، مراد از « جسدا » همانست .
هامش
( 1 ) بخارى جزء دوم باب ما يجوز من العمل فى الصلاة .