تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
يعنى پدر براى ذبح كردن و پسر براى ذبح شدن تسليم شدند ، اگر اين سخن را قرآن مجيد نقل نمىكرد ممكن بود در صحت آن ترديد شود ، عجبا آدمى در مسير توحيد و عشق به اللَّه بچه مقامي مىرسد كه به همه چيز جز خدا پشت پا مىزند و به مقام تسليم محض و فنا في اللَّه قدم مىگذارد .
تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
يعنى او را به پيشانى در خاك گذاشت شايد اين براى آن بود كه احتمال مىداد كه صورت او را به بيند و عاطفه‌اش تحريك شود و از فرمان حقّ سست گردد . جواب « لما » محذوف است نظير « ظهر اخلاصهما للَّه » و شايد جواب آن از آيه بعدى فهميده شود يعنى « حقق رؤياه » آخر در آن تماشاگه خدا و محل ظهور درياى خلوص و عبوديت خطاب رسيد كه : 104 و 105 -
وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
كلمهء « و نادينا » عطف است بر جواب « لما » از اين معلوم مىشود كه امر امتحانى بود كه تا اندازه خلوص و طاعت ابراهيم و استقامت اسماعيل مجسم گردد .
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
يعنى آن خواب را به مقام صدق و به عمل رساندى . ناگفته نماند : از
إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ
فقط اين مقدار معلوم مىشود كه آن حضرت ديده بود كه اسماعيل را ذبح مىكند نه اينكه ذبح كرده است و گرنه مىفرمود : « انى ذبحتك » پس گذاشتن به خاك و كشيدن كارد همانست كه در خواب ديده بود ، النهايه آن حضرت احساس كرده بود كه بايد كار را انجام بدهد : « كذلك » احتمال دارد اشاره به قصّهء ذبح و امتحان باشد يعنى ما اينطور