كلمه « افكا » در آخر كلام است به علت اعتنا به آن مقدم شده است يعنى آيا جز خدا ، خدايانى به دروغ مىگيريد ؟ ! 87 -
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
.
چه گمانى دربارهء خدا داريد كه در مقابل شرك با شما رفتار كند ؟
88 - 89 -
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
.
ظهور اين دو آيه در آنست كه آن حضرت با نگاه كردن به كواكب به سقيم بودن خود پى برده است اين ، دو وجه دارد يكى اينكه مانند قوم خود عقيده به نجوم احكامى داشت و از حركت آنها آينده را مىفهميد ، اين وجه قابل قبول نيست زيرا نجوم احكامى باطل است و آن حضرت نمىتوانست از اهل باطل باشد .
وجه دوم آنست كه آن حضرت علتى مثلا تب نوبهاى داشته و آمدن وقت آن را از حركت كواكب مىدانسته است و چون به نجوم نگاه كرد ، احساس نمود كه وقت آن مىرسد و اينكه پيش از رسيدن مرض فرموده است :
إِنِّي سَقِيمٌ
نظير
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
است .
اين وجه اول از وجوهى است كه طبرسى رحمه اللَّه نقل كرده و الميزان آن را اختيار مىكند .
در كتب اهل سنت از ابو هريره نقل شده : ابراهيم دروغ نگفت مگر در سه مورد يكى :
إِنِّي سَقِيمٌ
با آنكه مريض نبود ، ديگرى
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ
با آنكه بتها را خودش شكسته بود سوم آنكه گفت : سارا خواهر من است با آنكه زنش بود ، اين سخن از رو سياهى مثل ابو هريره بعيد نيست ، من اين خرافه را در قاموس قرآن ( ابراهيم ) به طور مشروح نقل و رد كردهام .