كلمهها
يستسخرون : سخر و استسخر هر دو به يك معنى است .
داخرون : ذليلان . دخر : ذلّت و خوارى . با خضوع و فرمانبرى نيز مىسازد .
زجرة : زجر : راندن با صدا . به صداي مطلق نيز گفته مىشود مراد از آن در آيه صيحه است . نظير :
إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ
يس / 53 .
اغويناكم : اغواء : به راه هلاكت بردن . گمراه كردن .
شرحها
آيات شريفه در زمينهء انكار معاد از جانب مشركان و جواب آن است . و نيز مقدارى از حالات آنها در قيامت ، از جمله مخاصمهشان نقل شده و سپس علّت عذابشان بازگو شده است كه از قبول توحيد امتناع مىكردهاند .
12 - 14 -
بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ
.
لفظ « بل » براى انتقال از غرضى به غرضى است . يعنى آنها در خلقت اشدّ نيستند بلكه حقيقت را به مسخره مىگيرند و به وقت پند دادن ، پند نمىگيرند و هر آيهاى كه ببينند كارشان مسخره كردن است .
به نظر مىآيد : « عجبت » در معنى مؤخّر است يعنى : بلكه آنها مسخره ميكنند و تو از تكذيب و مسخره آنها تعجّب مىكنى .