روزه دار . مردان عفيف و زنان عفيف ، مردانى كه خدا را بسيار ياد مىكنند و زنانى كه خدا را بسيار ياد مىكنند ، خدا براى آنها غفران و اجرى بزرگ آماده كرده است .
كلمهها
تعالين : اسم فعل است به معنى : « بيائيد » .
سراح : سرح و سراح : رها كردن « سرح الماشية سرحا » : كلّه را براى چرا رها كرد . « اسرحكن » رها كنم شما را .
فاحشة : فاحشه و فحشاء : كار بسيار بد ، زمخشرى « اقبح القبيح » گفته است .
ضعفين : ضعف ( بكسر اول ) : برابر . « ضعف الشيء : مثله ضعفاه : مثلاه » مراد از آن در آيه دو برابر است .
يقنت : قنوت : طاعت مداوم . راغب دوام طاعت مع الخضوع گفته است « يقنت » : اطاعت مىكند .
تخضعن : خضوع در قول نازك كردن صدا و سخن گفتن با ناز و كرشمه است .
قرن :
قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
يعنى در خانههايتان قرار بگيريد و در خانههايتان بنشينيد . اهل مدينه و عاصم بن ابى النجود « قرن » را به فتح قاف خواندهاند و آن از « قرّ يقرّ » است و چون جمع مؤنث امر مىباشد لذا در اصل « اقررن » بود ، راء اول را حذف و فتحهء آن را بقاف دادند ، به واسطهء حركت قاف ، الف حذف گرديد ، مثل « ظلن » از ظل يظل كه در اصل « اظللن » بود راء نيز در اثر التقاء ساكنين افتاد .