فاحشة : فحش ، فاحشه ، فحشاء : كار بسيار زشت . راغب گويد : هر قول و فعلى كه قبح آن بزرگ باشد ، زمخشرى فحشاء را قبيح خارج از حد گفته است . در قرآن مجيد به لواط و زنا و تزويج نامادرى و به هر كار بسيار زشت گفته شده است ، مراد از آن در آيه لواط است .
ناديكم : ندو : جمع شدن . « ندا القوم ندوا : اجتمعوا » نادى اسم فاعل است و نيز به معنى مجلس و محل اجتماع باشد ، در صورتى نادى گويند كه اهلش در آن باشد .
غابرين : ماندگان . غبور به معنى ماندن و رفتن آيد ، آن از اضداد است ، اقرب الموارد گويد : « غبر غبورا : مكث و بقى و - ذهب و مضى » در مفردات گويد : غابر كسى را گويند كه بعد از رفتن كسانى كه با او بودند ، بماند .
ذرعا : ذرع : اندازه كردن طول پارچه با ذراع . « ذرع الثوب ذرعا :
قاسه بالذراع » گويند « ضاق ذرعه » يعنى اندازه گيريش تنگ آمد . آن كنايه از فرو ماندن و ناچار شدن است .
ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
يعنى در كارشان فرو ماند .
رجزا : رجز ( بر وزن جسر ) در اصل به معنى اضطراب و لرزش است به عذاب رجز گويند كه سبب اضطراب و لرزش مىباشد .
تعثوا : عثو ، عثى ، عبث : افساد . « لا تعثوا » : فساد نكنيد ظاهرا آن در آيه تلاشى براى فساد باشد رجوع شود به « شرحها » .
رجفة : رجف : لرزيدن و لرزاندن . راغب آن را اضطراب شديد گفته است « رجفة » اضطراب و لرزه است .