الوثب و البطش » - « يسطون » : حمله مىكنند ، آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
مصير : مصدر ميمى است به معنى بازگشت و تحول و انتقال و نيز اسم مكان است يعنى محل بازگشت ، در آيه معناى دوم مراد است .
ذباب : مگس به پشه و زنبور عسل و به مطلق زنبور نيز اطلاق مىشود ( اقرب الموارد ) اين لفظ فقط دو بار در قرآن آمده است .
قدر : راغب گويد : قدر بيان كميت شىء است ، آن در معانى غير محسوس نيز به كار مىرود نظير احترام ، وقار ، عظمت ، وزنهء اجتماعى .
آن در آيه به معنى شناختن و تعظيم است .
يصطفى : صفو : خالص شدن شىء از آميختگى . اصطفاء : خالص كردن و آن معنى اختيار و اجتباء مىدهد ، برگزيدن را از آن اصطفاء گويند كه شىء را از ديگران خالص و جدا مىكند ، طبرسى فرموده اصطفاء و اختيار و اجتباء نظير هم هستند .
حرج : ( بر وزن شرف ) تنگى . راغب گويد : آن در اصل محل جمع شدن شىء است و از آن تنگى به نظر آمده لذا به تنگى و گناه حرج گفتهاند .
ملة : دين و شريعت . راغب گويد : ملّة مانند دين است و آن نام شريعتى است كه خدا بر زبان انبيا به مردم فرستاده است .
اعتصموا : عصم : امساك و حفظ . « العصم : الامساك » ، جوهرى آن را منع گفته است . « اعتصام » : چنگ زدن .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٨٥