158 - عذاب آنها را گرفت ، در آن عبرت هست ولى بيشترشان مؤمن نبودند .
159 - پروردگار تو فقط اوست توانا و مهربان .
كلمهها
ثمود : ثمود قوم صالح عليه السّلام است كه در شمال عربستان قسمتهاى شام سكونت داشتند ، اين كلمه بيست و شش بار در قرآن مجيد آمده است ، آنها از عرب ما قبل تاريخ هستند كه ذكرشان حتى در تورات فعلى نيز نيامده است .
طلعها : طلع : ميوه و غنچه ، اين بمناسبت آنست كه از درخت طلوع مىكند .
هضيم : لطيف يا متداخل و درهم فرو رفته يا گوارا .
تنحتون : نحت : تراشيدن « تنحتون » : مىتراشيد .
فارهين : فراهة : ماهر بودن ، على هذا فارهين به معنى ماهران است و نيز فره ( بفتح اول و كسر دوم ) به معنى متكبر آيد « فارهين » يعنى متكبّران .
مسحر : بىخرد . و آن كسى است كه بارها سحر شده و عقلش رفته باشد .
شرب : ( بكسر ) اوّل : حصهء آب « الشرب : النصيب من الماء » .
عقروها : عقر : پى كردن و كشتن .