تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
تسميه براى آنست كه انسان در آن سه وقت لباس را مىكند ، عورتش ظاهر مىشود . قواعد : نشسته‌گان . منظور پير زنانى است كه از نكاح باز نشست شده‌اند يعنى در اثر پيرى كسى به تزويج آنها رغبتى ندارد ، به قولى در اثر پيرى طمعى به ازدواج ندارند . متبرجات : تبرج : آشكار كردن . « تبرجت المرأة ، اظهرت زينتها و محاسنها للاجالب » على هذا « متبرجات » اظهار كنندگانند . حرج : ( بر وزن شرف ) تنگى و سختى . به گناه نيز حرج گويند . اشتاتا : شت : متفرق و پراكنده . جمع آن اشتات است اما شتى جمع شتيت مىباشد ،
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
ليل / 3 . تحية : هر دعا و ثنا و تعارفى است كه شخص در روبرو شدن با شخص ديگر بر زبان مىآورد . آن به معنى زنده نگهداشتن است در اقرب الموارد آمد : « حياه اللَّه تحية » يعنى خدا عمر او را زياد كند ، سلام دادن سلامتى خواستن از خدا براى طرف است . يتسللون : خارج مىشوند به طور مخفى . سلل كشيدن با نرمى مانند كشيدن شمشير از غلاف و موى از خمير . على هذا تسلّل خارج شدن به آرامى و پنهانى است . لواذا : پناه بردن « لاذ يلوذ لواذا » آن در آيه به معناى ملاوذين است ، يعنى در پناه هم خارج مىشوند .