و اضافه مىكند كه اصل غض به معنى نقصان است ، در قرآن آمده :
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
لقمان / 19 يعنى از صدايت بكاه ، على عليه السّلام به فرزندش محمّد حنفيه در جنگ جمل دستور مىدهد
« ارم ببصرك اقصى القوم و غض بصرك »
خطبهء 11 يعنى نگاهت را به انتهاى اين قوم بيافكن همهء حركاتشان را زير نظر بگير و نگاهت را پائين بياور ، پس منظور از « يغضوا » بستن چشم نيست بلكه پائين آوردن نگاه و نگاه نكردن است .
خمر : ( به ضم خاء و ميم ) روسرىها ، مفرد آن خمار است ، خمر در اصل به معنى پوشاندن است ، شراب را خمر گويند كه عقل را مىپوشاند .
جيوبهن : جيب : قلب و سينه ( قاموس ) منظور از آن در آيه سينه است .
طبرسى فرموده : جيوب كنايه از سينههاست زيرا گريبانهاست كه روى سينهها را مىپوشاند ، پس منظور از آن گريبان ( يقه لباس ) است .
بعولتهن : بعل : شوهر . جمع آن بعول است .
الاربة : ارب و اربة : حاجت و نياز آن دو بار در قرآن آمده است يكى اين آيه ، ديگرى در طه / 18 .
عورات : عورت هر چيزى است كه انسان از ظاهر شدن آن شرم دارد مثل آلت تناسلى آن كنايه از « عار » است . جمع آن عورات مىباشد .
الايامى : ايم ( با تشديد ) : زنى كه شوهر ندارد و نيز مردى كه زن ندارد ، چنان كه در قاموس اللغة گفته است ، در آيه هر دو مراد هستند ،