تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
يكى از كارهاى دشمنان راه خدا و راهنمايان توحيد آن بوده كه شخصيت بزرگان را لوث كنند و با وارد كردن اتهامات جلو نهضت و حاكميت مكتب آنها را بگيرند . در انقلاب اسلامى ايران ، روزنامه‌هاى رژيم چه نسبتها كه به امام خمينى ندادند ، بعد از انقلاب انسانهاى ناپاك چه تهمتهايى كه بر شهيد بهشتى و امثال او نزدند . اين مطلب از اول چنين بوده است براى كوبيدن شخصيت على عليه السّلام گفتند پدرش ابو طالب ( رضوان اللَّه عليه ) مشرك از دنيا رفت براى كوبيدن شخصيت امام حسن عليه السّلام گفتند : او سيصد نفر زن گرفت ، و نيز گفتند : در تشييع جنازه‌اش ده‌ها زن كه همه مىگفتند : ما مطلقات او هستيم شركت كرده بودند در اين آيات هم ملاحظه مىشود به بعضى از زنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تهمت مىزنند و مىخواهند چراغ اسلام را با آن وسيله خاموش كنند . در الميزان فرموده : اهل سنت روايت كرده‌اند كه قضيه افك و تهمت دربارهء عايشه بود ولى شيعه روايت كرده‌اند كه دربارهء ماريهء قبطيه بود كه « مقوقس » پادشاه مصر به آن حضرت اهداء كرده بود ، در هر دو حديث ضعفهايى است . . . مسلّم اين است كه اين تهمت راجع به بعضى از زنان آن حضرت بود يا عايشه و يا ماريه ، از
وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ
و سائر آيات به دست مىآيد كه جريان ميان مردم شايع شده بود . . . و تهمت سازان گروهى از مردم بودند . . . منافقان و مريض القلبها بر شايع كردن آنها سعى مىكردند تا آيات نازل شد و خدا از آن حضرت دفاع كرد . در تفسير برهان تفسير قمى نقل شده : اهل سنت روايت كرده‌اند كه آيات دربارهء عايشه نازل گرديد آن گاه كه در جريان جنگ بنى المصطلق به او تهمت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 191 | على اكبر قرشى بنابى