تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
اف : كلمه‌اى است كه با آن اظهار تنفّر و انزجار مىشود . چون انسان چيزى را مكروه دارد در مقام اظهار كراهت مىگويد : افّ . راغب گويد : آن در اصل هر چيز تنفّرآور است مانند چرك و ناخن گرفته شده و در مقام اظهار تنفر به كار رود . آن فقط سه بار در قرآن مجيد آمده است اسراء / 23 ، انبياء / 67 احقاف / 17 . تنهرهما : نهر ( بر وزن عقل ) : راغب ، شدت را در آن قيد كرده است
لا تَنْهَرْهُما
: با آنها تندى مكن و با فرياد مران . طبرسى فرمايد : « لا تزجرهما باغلاظ و صياح » . اخفض : خفض : فرود آوردن : « الخفض : ضدّ الرفع » ، « اخفض » : فرود آور و بخوابان منظور از آن تواضع است « جناح » : بال و طرف . اوابين : اوب : بازگشتن راغب گويد : اوب رجوع با اختيار است ولى رجوع اعم است « آئب » : توبه كننده . « اوّاب » : بسيار توبه كننده جمع آن اوّابون است . تبذيرا : بذر : تخم و پاشيدن تخم ، به شخص اسرافكار از آن « مبذّر » مىگويند كه مال را مىپاشد و بيهوده مصرف مىكند
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
بيهوده مصرف مكن . « « مبذّرين » » اسرافكاران . كفورا : بفتح كاف ، مبالغه در كفران نعمت است يعنى : بسيار ناسپاس بنا بر استعمال قرآن به معنى بسيار كافر نيز آيد . ميسور : يسر : آسانى . ميسور : آسان قول ميسور : سخن ملايم . محسورا : حسر : كشف و انكشاف « حسرت العمامة عن رأسى » عمامه را از سرم كنار كردم ، به شخص خسته حاسر و محسور گويند به تصور