منظور از « فاقض » حكم كردن است چون فرعون خود دست و پاى آنها را قطع نمىكرد بلكه فرمان مىداد كه قطع كنند ،
إِنَّما تَقْضِي . . .
حاكى است كه تو فقط در اين دنيا قدرت عذاب كردن دارى ولى اگر به طرف تو آئيم پيش خدا در عذاب آخرت و دائم خواهيم بود ، ظاهرا آمدن « بينات » براى آنست كه :
اژدها شدن عصا ، دوباره چوب شدن آن و از بين رفتن ريسمانها و چوبها ، هر يك معجزهى بوده است .
73 -
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
يعنى مسئله ، مسئله دنيا نيست كه تو ما را تهديد مىكنى بلكه مسئله آخرت است كه مىخواهيم خدا خطاهاى ما و جادويى را كه در مقابل رسول حق به كار بستيم بر ما بيامرزد ، خدا براى ما از تو بهتر است ، تو فانى هستى و او ابدى است معلوم مىشود كه ساحران قبلا مسئلهء آخرت و امثال آن را مىدانستهاند كه اين چنين گفته و خاضع شدهاند و باك نكردهاند از اينكه فرعون آنها را با شكنجه شهيد كند .
74 -
إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
اين آيه و دو آيهء بعدى توجيه و تعليل
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا . . .
است ، يعنى ما كه به خدا ايمان آورديم تا گناهان ما را بيامرزد براى آنست كه قيامت گناهكاران و نيكوكاران چنين و چنان است ، على هذا نمىتوانيم از حق دست برداشته تابع ناحق باشيم ، مطالب اين سه آيه نشان مىدهد كه آنها در حد اكثر بينش دينى بودهاند و اگر نه يك جادوگر جاهل چطور مىتواند در مدت كمى اين همه قلب ماهيت دهد .
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
كه در آيات ديگر نيز آمده است بدان معنى است ، كه