تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
67 -
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى
از آيهء بعدى كه ميفرمايد : نترس تو برترى ، معلوم مىشود كه موسى بر خودش نمىترسيد بلكه مىترسيد كه مردم آنها را حق بدانند و گمراه كردند در نهج البلاغه خطبهء چهارم فرموده : موسى راجع به خودش نترسيد بلكه از غلبهء نادانان و حكومت گمراهان ترسيد كه جاى حق را بگيرند : « لم يوجس موسى خيفة على نفسه . اشفق من غلبة الجهّال و دول الضلال » على هذا « اوجس » به معنى احساس است نه پنهان كردن . 68 -
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى
. وعدهء خداست وعدهء اكيد كه تو برتر و پيروزى . 69 -
وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى
بعد از وعدهء پيروزى خطاب رسد كه عصايت را بيانداز كلمه « تلقف » سه بار در قرآن مجيد آمده است ، مراد از آن ظاهرا بلعيدن مىباشد ، در الميزان فرموده تعبير
ما فِي يَمِينِكَ
به جاى عصا براى آنست كه : حقيقت هر چيز آنست كه خدا بخواهد ، اگر بخواهد عصا باشد عصا مىشود و اگر بخواهد اژدها باشد ، اژدها مىشود ، تعبير
ما صَنَعُوا
براى آنست كه : زور آزمايى ميان اين قدرت مطلقه و كار ( ضعيف ) بشرى است . آن وقت در مقام استدلال فرموده :
إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ
يعنى تو پيروزى كه تو كار خدايى مىكنى و كارت حقيقت دارد ولى كار آنها كار جادوگرى است و به حكم
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
ساحر به هر كجا رود پيروز نمىشود ، فقط مىتواند دقائقى چند مردم را با باطل سرگرم كند ، آرى طلسم باطل بالاخره شكستنى است ، كه :
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
انعام / 144 .