نمودهاى « 1 » .
مىشود گفت : سرّ كلامى است كه به ديگرى در پنهانى بگويى مانند :
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
تحريم / 3 و « اخفى من السرّ » آن است كه در خاطر خود پنهان كردهاى . و اللَّه العالم بايد دانست : جواب « ان تجهر » محذوف است و جمله
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ . . .
استدلال به جواب است يعنى : اگر سخن آشكار گويى خدا مىداند . چطور مىشود كه نداند ، حال آنكه او پنهان و پنهانتر را مىداند .
8 -
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
به نظر مىآيد : لفظ جلاله بيان است براى « ممن خلق » و الرحمن » كه در آيات قبلى گذشت . يعنى آفرينندهء جهان و دارندهء رحمت عالمگير همان اللَّه است كه جز او معبودى نيست
لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
استدلال است بر
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
منظور از اسماء ، حقائق و معانى آنهاست . يعنى حقيقت علم ، قدرت ، رحمت حيات ، شنوايى ، بينايى ، تدبير ، قيّوميت و امثال آن در ذات حق است و عين ذات حق است . نه الفاظ و حروف آنها .
وانگهى « الحسنى » مؤنث احسن و نشان مىدهد كه همهء اسماء حق تعالى نيكوتر است و اين مىرساند كه همهء آنها در درجه اعلى در ذات حقند « له » براى اختصاص است يعنى نامهاى نيكوتر و صفات عاليتر خاص اوست .
در مجمع البيان گويد : از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نقل شده : خدا را نود نه اسم
هامش
( 1 )
روى السيدين الباقر و الصادق ( ع ) : السر ما اخفيته فى نفسك و اخفى ما خطر ببالك ثم انسيته .
در تفسير برهان آن را از تفسير على بن ابراهيم و معانى الاخبار صدوق نيز نقل كرده است .