تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
« وفدا » حال است از متّقين ، يعنى ياد كن روزى را كه متقيان را محشور مىكنيم كه به رحمت خداى رحمن وارد شوند ، « وردا » حال است از مجرمين . « نسوق » حكايت از اجبار آنها دارد . 87 -
لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
فاعل
لا يَمْلِكُونَ
مجرمين است . تقدير آن « لا يملكون الشفاعة من آلهتهم » است يعنى گناهكاران مشمول شفاعتى از جانب خدايانشان نمىشوند نظير :
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكائِهِمْ شُفَعاءُ
روم / 13 على هذا مراد از « من اتخذ » مؤمنان هستند و منظور از عهد ، ايمان يا ايمان با عمل صالح است در اين صورت « من اتخذ » در جاى « من ارتضى » در آيه
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
انبياء / 21 است يعنى شافعان شفاعت نمىكنند مگر به كسى كه خدا از او راضى است . « الا » در آيه ، استثناء منقطع است به معنى « لكن » در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه : « قال الا من دان بولايه امير المؤمنين و الأئمة من بعده فهو العهد من اللَّه » « 1 » . به نظر بعضى فاعل
لا يَمْلِكُونَ
آلهه است در اين صورت مراد از « من اتخذ » شافعان است نظير انبياء و ائمه و غيره . به هر حال : آيه حاكى است كه خدايان باطل نفعى به حال آنها نخواهند داشت . در زمينهء شفاعت در سوره بقره ذيل آيهء 48 به طور مفصل بحث شده است . 88 و 89 -
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا
از اين آيه مسأله اتخاذ ولد و ردّ آن شروع مىشود منظور مشركان آن بود كه فرزند خدا از وجود خدا جدا شده است . چنان كه لفظ « ولد » از آن حكايت دارد و در آيهء :
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
صافات
هامش
( 1 ) تفسير برهان .