151 و مىگفتند : جزئى از لاهوت جدا شده و به عالم ناسوت پيوسته است
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ
زخرف / 15 .
و اگر مراد فرزند تشريفى بود ، اين همه به شدت نفى نمىشد ، به هر حال نتيجه اين عقيده آن بود كه خدا يك چيز محسوس و مادى باشد و اين خدا را از خدايى ساقط مىكند لذا قرآن آن را با يك شدت عجيب نفى مىنمايد .
90 -
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا
اين نفى شديد چنان كه گفته شده براى تالى فاسد اين عقيدهء فاسد است .
آرى نزديك است كه از اين گفته ، آسمانها بشكافد ، زمين متلاشى گردد و كوهها فرو ريزند .
91 و 92 -
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً
.
لفظ
أَنْ دَعَوْا . . .
تعليل آيهء سابق است
ما يَنْبَغِي
در بيان عدم امكان است . چيزى كه به خدا سزاوار نيست ، خدا محال است كه آن را بكند .
93 و 94 -
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا
يعنى نسبت مخلوقات به خدا نسبت عبد و معبود است ، همه مخلوق خدا و بندگان خدا هستند و چيزى در مقابل خدا ندارند ، آيه
لَقَدْ أَحْصاهُمْ . . .
حاكى است كه همه چيزشان در دست خداست . احصاء راجع به شمارش همه و « عد » راجع به شمارش فرد فرد است ، مانند غلامان كه تعداد و مقدرات و تدبيرشان در دست مولى است . منظور از اتيان آنست كه همه به صورت عبد بسوى او متوجه هستند .
95 -
وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً