65 - پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ، او را عبادت كن در عبادتش استقامت كن آيا همتايى براى او مىدانى ؟
كلمهها
مخلصا : به صيغهء مفعول : خالص شده كه خدا او را براى خود خالص كرده بود و غير خدا را در او نصيبى نبود ، و اگر به صيغهء فاعل باشد يعنى كسى كه خود را براى رضاى خدا خالص كرده است
وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ
نساء / 146 .
الايمن : طرف راست .
جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ
: طرف راست طور .
نجيا : نجى بر وزن فعيل : مناجات كننده يعنى خدا با او مناجات كرده است اين كلمه به معنى فاعل و مفعول آيد و در واحد و جمع به كار مىرود مانند
خَلَصُوا نَجِيًّا
يوسف / 80 كه در خصوص جميع است .
صديق : آنكه در عمل و گفتار يك پارچه راستى است و در آيه 41 گذشت .
خروا : خرور : سقوط توأم با صدا . « خرّوا » به زمين افتادند .
بكيا : بكاء : گريه . باكى : گريه كننده . بكى : گريه كنندهها .
سجدا : آن جمع ساجد است .
خلف : ( بر وزن عقل ) : جانشين بد . آخر ماندهء بد ( و بر وزن شرف ) جانشين خوب ، چنان كه ابن اثير و طبرسى و راغب گفتهاند .
غيا : غى و غوايه : رفتن به راه هلاكت . « غيّا » در آيه به معنى عذاب است ، راغب گويد : تسميه مسبب به اسم سبب است كه غى سبب