تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
. . . وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
عنكبوت / 26 معلوم نيست كه اين سخن در جواب
وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا
باشد ، يعنى از شما كنار مىكشم و خداى خود را پرستش مىكنم كه اميدوارم شقى نباشم به علت آنكه خدايم را عبادت مىكنم گويى آمدن « عسى » براى آنست كه مؤمن بايد خوفى از عاقبت خويش داشته باشد كه نگفته است : حتما شقى نخواهم بود :
فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
اعراف / 99 . 49 -
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا
اين آيه راجع به موقعى است كه آن حضرت از بابل مهاجرت فرموده و در فلسطين ساكن گرديد ، بشارت اسحاق توسط ملائكه در فلسطين به آن حضرت رسيد ، يعقوب فرزند اسحق است و همه از جانب خدا به نبوت مبعوث گرديدند . گويى تولد اسحاق و يعقوب از جمله پاداشهاى آن حضرت بوده است . اينكه فقط اسحاق ذكر شده شايد اشاره به سلسله نبوت در بنى اسرائيل است ، لذا يعقوب نيز ذكر شده است و گر نه در جاى ديگر آمده :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ . . .
ابراهيم / 39 . 50 -
وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا
معلوم است كه اين رحمت غير از نبوت است ، مىشود گفت : مراد از رحمت همان لسان صدق است على هذا ذيل آيه بيان صدر آنست
لِسانَ صِدْقٍ
را ثناء جميل و نام نيك گفته‌اند ، اين همانست كه ابراهيم عليه السّلام از خدا مىخواهد :
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
شعراء / 84 و دربارهء نوح ، ابراهيم ، موسى ، هارون و الياس در سورهء صافات آمده است :
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
، ظاهرا مراد از آن تنها نام نيك نيست ، بلكه پيشوا بودن و سرمشق بودن است ، به طورى كه در
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 329 | على اكبر قرشى بنابى