تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
90 - تا چون به مشرق آفتاب رسيد ، آن را ديد ، به قومى طلوع مىكند كه ايشان را جز آفتاب پوششى قرار نداده‌ايم . 91 - چنين بود و ما از آنچه نزد وى بود خبر داشتيم . 92 - سپس راهى را تعقيب كرد . 93 - تا چون ميان دو كوه رسيد در نزديك آنها قومى يافت كه سخن نمىفهميدند . 94 - گفتند : اى ذو القرنين يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مىكنند آيا براى تو مزدى مقرر داريم كه ميان ما و آنها سدى بنا كنى ؟ 95 - ذو القرنين گفت : آنچه خدايم در آن به من تمكن داده بهتر است مرا به نيرو كمك كنيد تا ميان شما و آنها حائلى بنا كنم . 96 - قطعات آهن پيش من آريد تا چون ميان دو ديواره را پر كرد ، گفت : بدميد تا آن را بگداخت گفت : مس مذاب بياوريد تا بر روى آن بريزم . 97 - در نتيجه ، نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند آن را عقب زنند . 98 - ذو القرنين گفت : اين مرحمتى است از پروردگارم پس چون وعدهء خدايم آيد آن را متلاشى مىكند . . . 99 - در آن مىگذاريم كه گروهى در گروهى موج زند ، به صور دميده شود به طور كامل جمعشان كنيم . 100 - آن روز جهنم را به طور كامل بر كافران نشان دهيم . 101 - كسانى كه ديدگانشان از ياد من در پرده بوده و شنيدن نمىتوانسته‌اند . 102 - آيا كافران گمان كرده‌اند كه جز من بندگان مرا سرپرست گيرند ( و از عذاب من نجاتشان دهند ) ما جهنم را براى كافران محل فرود آمدن آماده كرده‌ايم .

كلمه‌ها

ذى القرنين : قرن ( بر وزن عقل ) بمعنى جمع كردن است « قرن البعيرين جمعهما في حبل » يعنى دو شتر را با يك طناب بست و نيز به معنى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 261 | على اكبر قرشى بنابى