جمله اينكه در تفسير عياشى از صفوان جمال نقل شده : از امام صادق عليه السّلام از قول خدا « و اما الجدار فكان لغلامين يتيمين في المدينة و كان تحته كنز لهما » پرسيدم فرمود :
بدان كه آن طلا و نقره نبود ، بلكه چهار كلمه بود :
« انى انا اللَّه لا إله الا انا »
هر كه به مرگ يقين كند دندانش نمىخندد ، هر كه به حساب يقين نمايد قلبش فرحناك نمىشود ، هر كه به قدر ايمان آورد جز پروردگارش از كسى و از چيزى نمىترسد .
در روايت ديگرى از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه آمده است كه آن لوحى بود از طلا و در آن نوشته شده بود :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، محمّد رسول اللَّه عجبت لمن ايقن بالموت كيف يفرح . . .
اين احاديث در كتب اهل سنت نيز نقل شده است .
اين با روايت اول منافات ندارد ، زيرا مراد از حديث اول آنست كه منظور از گنج در هم و دينار نبوده است بلكه نظر به كلماتى است كه در آن نوشته شده بود طبرسى رحمه اللَّه در جمع ما بين آيه و روايات فرموده است گنج مالى بود كه در آن علمى نوشته شده بود پس آن مال و علم بوده است .
نكتهها
مجمع البحرين كجا بوده است ؟
مىدانيم كه موسى عليه السّلام ، ابتدا در مصر زندگى مىكرد سپس با بنى اسرائيل به صحراى سينا آمد و در آنجا بود تا از دنيا رفت ، آن حضرت و هارون در صحراى سينا از دنيا رفتند و به سرزمين فلسطين وارد نشدند ، نظر بنقشه امروزى ، مجمع البحرين كه موسى در آنجا با خضر ملاقات كرد ، يكى از چهار محل مىشود ولي هر چهار محل نسبت به صحراى سينا بسيار دور هستند حدود صدها فرسخ ، بلكه بيشتر ، آن روز با نبودن وسائل مسافرت چطور موسى عليه السّلام توانسته است به آنجاها برود ؟ !