قرآن بهترين داستانها را بر تو حكايت مىكنيم و حقا كه تو پيش از وحى ما ، از جمله بيخبران بودى و علمى به آن نداشتى .
4 -
إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
.
ماجرا از اينجا شروع مىشود كه يوسف در خواب مىبيند يازده ستاره با آفتاب و ماه به او سجده مىكنند و اين خواب را به پدر خود نقل مىكند آمدن « رأيتهم » بعد از « رأيت » گويند به علّت فاصله زياد است و گرنه مراد از هر دو يكى است در آيه 100 خواهيم ديد كه يازده كوكب تأويل شده بيازده برادرش و شمس و قمر تاويل گرديده به پدر و مادرش كه همگى به او خضوع و احترام كردند چون وزير حكومت مصر شده بود ، منظور از سجده خضوع و تواضع آنهاست كه آن حضرت ديد و از جمله
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
/ 100 كه خواهد آمد معنى ساجدين روشن خواهد شد .
در مجمع البيان از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در وصف يوسف و پدرانش عليه السّلام نقل شده : « الكريم بن الكريم بن الكريم يوسف بن اسحق بن ابراهيم » يعنى همه بزرگوار و همه مردان خدا بودهاند .
5 -
قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ
.
به نظر مىآيد يعقوب عليه السّلام احساس كرده كه اگر يوسف اين خواب را نقل كند آنها از اين خواب آينده درخشانى را براى يوسف از قبيل حكومت و پيشوايى احساس خواهند كرد و عرق حسدشان تحريك شده و بر يوسف حيله خواهند كرد تا آن روز پيش نيايد ، چون اين خواب حكايت از سرپرستى و پيشوايى دارد . جمله
إِنَّ الشَّيْطانَ . . .
تعليل
فَيَكِيدُوا . . .
است يعنى گرچه