3 - ما ، بهترين قصه را به واسطهء وحى اين قرآن بر تو نقل مىكنيم ، حقا كه پيش از وحى ما ، از بى خبران بودى .
4 - وقتى كه يوسف به پدرش گفت : پدرم من در خواب يازده ستاره ديدم كه با خورشيد و ماه بر من سجده مىكردند .
5 - پدرش گفت : پسر عزيزم خوابت را بر برادرانت نقل مكن كه بر تو حيله مىكنند كه شيطان به انسان دشمن آشكارى است .
6 - همانطور كه خواب ديدهاى ، خدايت تو را مخصوص خود مىگرداند و تاويل تازهها را به تو مىآموزد و نعمت خود را بر تو تمام مىكند چنان كه از پيش بر پدرانت ابراهيم و اسحق تمام كرد كه خدايت عليم و حكيم است .
كلمهها
الر : در اول سورهء اعراف راجع به حروف مقطعه صحبت شد .
مبين : آشكار و آشكار كننده ، لازم و متعدى هر دو آمده است .
عربيا : عربى در اينجا به معنى فصيح و روشن و يا به معنى طبق سخن گفتن عرب است ، راغب گويد : « العربى : الفصيح البين من الكلام » .
قصص : قصص ( بر وزن شرف ) به معنى قصه و قصه گويى است ، مصدر و اسم هر دو آمده است على هذا قصص مفرد است ، راغب در مفردات آن را جمع دانسته است ، آن در آيه ظاهرا مفرد و به معنى قصه و سرگذشت است ، اصل قصّ و قصص به معنى پىجويى است « نقص » : حكايت مىكنيم .
كوكب : كوكب : ستاره . جمع آن كواكب است .
رؤياك : رؤيا : چيزى كه شخص در خواب مىبيند . آن از « رأى » به معنى