راجع به آيهء ،
بِسْمِ اللَّهِ . . .
در سورهء حمد سخن گفتهايم آمدن « تلك » كه اشاره به بعيد است براى تعظيم و تفخيم مىباشد و گرنه اشاره به همين آيات سوره است ، منظور از « الكتاب » قرآن مجيد و الف و لام آن براى عهد است ، به نظر مىآيد : هر جا كه « الكتاب » به قرآن اطلاق شده منظور همهء قسمتهاى نازل شده از قرآن و قسمتهايى است كه خدا مىدانست نازل خواهد شد زيرا هر وقت كه الكتاب گفته شده يك قسمت از قرآن نازل شده بود و بقيه بنا بود نازل شود .
اين قرآن مبين و آشكار كننده حقائق است كه در جاى ديگر در وصف آن
تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
آمده است ولى ظاهرا وصف مبين در اينجا به تناسب بيان قصهء يوسف است در الميزان فرموده : احتمال دارد كه مراد از كتاب لوح محفوظ باشد و اللَّه العالم .
2 -
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
.
اين آيه در تكميل آيه قبل است ، پس از آنكه كتاب را با « مبين » توصيف كرد در اينجا مىفرمايد كه آن را قرآنى روشن و فصيح نازل كردهايم تا بفهميد و اگر منظور از عربيا زبان و لغت عرب باشد ، مىرساند كه زبان عرب براى فهماندن اين مطالب از ديگر زبانها برتر و يا منحصر به فرداست .
3 -
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
.
اين آيه مقدمه سرگذشت يوسف است كه از آيهء بعدى شروع مىشود ، لفظ قصص چنان كه در كلمهها گذشت ظاهرا اسم مفرد است و شايد جمع باشد چنان كه از راغب نقل كرديم يعنى بهترين سرگذشتها يا بهترين سرگذشت . علّت بهترين قصه بودن در مقدمه در بند سوم گفته شد ، كلمهء باء در « بما » براى سبب و « ما » مصدريه است و « ان » مخفّف ثقليه مىباشد يعنى : ما به واسطه وحى اين