تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
به معرفت غير محسوس حاصل مىشود . فرث : ( بر وزن عقل ) : گياه جويده كه در شكم حيوان است ، بايد دانست آن به معنى سرگين نيست كه سرگين مدفوع حيوان است ولى فرث آن گياه جويده است كه هنوز مواد غذايى آن به وسيله روده‌ها جذب نشده است در روايت آمده : « الفرث السرجين ما دام فى الكرش » يعنى : سرگين مادامى كه در شكمبهء حيوان است در روايت هست : « الفرث ما فى الكرش » . سائغا : سوغ : فرو رفتن از حلق به آسانى . « ساغ الشراب فى الحلق : سهل انحداره » پس « سائغ » : خوش نوش و گوارا . نخيل : درختان خرما . واحد آن نخله است . عنب : انگور و درخت انگور جمع آن اعناب است . سكر : ( بر وزن شرف ) : مست كننده ( و بر وزن قفل ) : مستى . نحل : ( بر وزن عقل ) : زنبور عسل . اوحى : وحى به معنى اشاره و تفهيم مخفى است ، وحى و ايحاء هر دو به يك معنى است
أَوْحى رَبُّكَ
: تفهيم كرد پروردگار تو ( تفهيم ذاتى و غريزى ) . يعرشون : يعنى بلند مىكنند عرش به معناى تخت حكومت در اصل به معنى ارتفاع و بلندى است ، منظور از « يعرشون » كندوها يا داربستهايى است كه به دست بشر ساخته مىشود . اسلكى : سلك : داخل شدن و داخل كردن
فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ
: داخل شو به راههاى پروردگارت . ذللا : ذل ( بضم اول : خوارى و ذلت . و ( بكسر اول ) : رام شدن ذلول :