دو بعد رحمن و شيطان قرار گرفته است ولى شيطان به بندگان مخلصين راه ندارد ( آيات : 19 - 48 ) .
چهارم : همانطور كه خدا آمرزنده و مهربان است ، اگر عذاب كند ، عذاب او سخت و كوبنده است آيات 49 - 50 .
پنجم : دو نمونهء عينى از رسيدن اجل معين امتها و تار و مار شدن آنها ، اول قوم لوط ، دوم قوم ثمود كه ديار هر دو نزديك بهم و در سرزمين فلسطين و شام بودهاند و اهل مكه در سفرهاى شام خرابههاى آن دو را مىديدند ( آيات 51 - 84 ) .
ششم : آسمانها و زمين به حق آفريده شدهاند اگر آخرت نباشد عبث خواهند بود پس وجود آخرت حتمى است ( آيهء 85 ) .
هفتم : پيامبر بايد با كمال استقامت به راه خود ادامه دهد و در مقابل مشركان موضع بگيرد ( آيات آخر سوره ) اين مطالب نشان مىدهد كه به وقت نزول اين سوره ، حقائق تا حدى بر مردم مكه اعم از مسلمان و مشرك روشن شده بود ، آيات به صورت تازيانههاى تكامل در راه توحيد و به گونه تكان دهنده ، نازل شده و همچون آفتاب افق ظلمت زدهء مكه را روشن كرده است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 324
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٢٤