تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خدا به من نيكى كرد ، از زندانم خارج نمود ، شما را از صحرا به شهر آورد ، پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را فاسد كرد امر خدايم در آنچه مىخواهد نافذ است و او عليم و حكيم است . 101 - خدايا به من حكومت دادى و تاويل تازه‌ها را آموختى اى آفرينندهء آسمانها و زمين تو در دنيا و آخرت سرپرست منى ، مرا مسلمان بميران و به صالحان لاحق كن .

كلمه‌ها

اسفى : اسف ( بر وزن شرف ) : حزن و غضب . در هنگام اندوه و تاسف از فوت چيزى گويند : يا اسفى كه حاكى از شدت اندوه است ، الف آن در آخر ، ياء متكلم است
يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ
: بسيار محزونم بر يوسف . كظيم : كظم ( بر وزن عقل ) : حبس و نگهدارى خشم در سينه ، آن در اصل به معنى بستن ظرف آب است پس از پر شدن . « كظيم » : پر از اندوه . فرو برندهء خشم . تفتوء : فتأ : سكون و زوال . « تفتؤ تذكر يوسف » : پيوسته يوسف را ياد مىكنى . اين براى آنست كه نفى در نفى مفيد اثبات است . طبرسى و زمخشرى و بيضاوى گفته‌اند : « لا » در آن حذف شده است ، زمخشرى گفته است : آن به علّت معلوم بودن نفى است . حرضا : حرض ( بر وزن شرف ) : بىفائده : مشرف بر مرگ ( آنكه نه زنده است نه مرده ) . هالكين : هلاك : مرگ . در المنار گفته است لفظ هلاك از چند قرن