تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
58 - برادران يوسف به مصر آمدند و بر يوسف وارد شدند ، يوسف آنها را شناخت ولى آنها او را نشناختند . 59 - و چون آنها را به اطعامشان آماده كرد گفت : برادرى كه از پدر خويش داريد پيش من آوريد مگر نمىبينيد كه من پيمانه را تمام مىدهم و بهترين پذيرايى كنندگانم ؟ 60 - اگر او را پيش من نياريد نزد من پيمانه نداريد و محترم نمىشويد . 61 - گفتند : او را از پدرش خواهيم خواست و اين كار را خواهيم كرد . 62 - و به غلامان خود گفت : پولشان را در بارهايشان بگذاريد شايد پس از برگشتن پيش كسان خود آن را بشناسند و شايد بازهم بيايند . 63 - همين كه پيش پدر باز گشتند گفتند : اى پدر پيمانه از ما منع شده برادرمان را با ما بفرست كه پيمانه بگيريم و او را حفاظت مىكنيم . 64 - يعقوب گفت : آيا دربارهء او بر شما مطمئن باشم بدان صورت كه از پيش دربارهء برادرش مطمئن شدم خدا بهترين حافظ و ارحم الراحمين است . 65 - و چون متاع خود باز كردند سرمايهءشان را ديدند كه به آنها برگشته است گفتند : اى پدر غير از اين چه مىخواهيم اين سرمايه ماست كه برگشته ( با آن به خريد مجدد مىرويم ) به خانوادهء خود طعام مىخريم ، يك بار شتر اضافه مىكنيم كه آن كيل آسانى است . 66 - يعقوب گفت : هرگز او را با شما نخواهم فرستاد مگر آنكه سوگند اكيد ياد كنيد كه او را برگردانيد چون سوگند اكيد ياد كردند گفت : خدا بر آنچه مىگوئيم گواه است .

كلمه‌ها

جهزهم : جهاز : شىء آماده شده . تجهيز : آماده كردن
جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ
آنها را با متاعشان آماده كرد . طبرسى فرموده : « جهاز البيت : متاعه » .