تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اوفى : وفا : تمام كردن ، همچنين است ايفاء .
أُوفِي الْكَيْلَ
: تمام مىكنم پيمانه را و آن را كم نمىكنم . كيل : پيمانه و پيمانه كردن . منظور از كيل در آيات طعام پيمانه شده است اگر گوئيم : « كلته الطعام » يعنى طعام را با پيمانه به او دادم و اگر گوئيم : « اكتلت عليه » يعنى از او كيل گرفتم « نكتل » : كيل مىگيريم . منزلين : نازل كنندگان
خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ
: بهترين پذيرايى كنندگان . نراود : رود : خواستن و طلب كردن .
سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ
: به زودى مىخواهيم او را از پدرش . در گذشته گفتيم تكرار و ادامه در آن ملحوظ است . فتيان : فتى : غلام جوان . جمع آن فتيان است . بضاعتهم : بضاعت : سرمايه ( يوسف / 19 ) منظور از آن در آيه قيمت جنسى است كه از يوسف مىخريدند . رحال : رحل : ظرف ، مانند خورجين و انبان ، جمع آن رحال است منظور از آن در آيه ظرفهايى است كه در آن گندم حمل مىكردند ، در آيهء 76 به جاى ، اوعيه آمده است كه به معنى ظرفهاست . نمير : ميره : طعام . « مار عياله : اتاهم بميرة » -
نَمِيرُ أَهْلَنا
يعنى به خانوادهء خود طعام مىآوريم . در مجمع فرموده : ميره طعامهايى است كه از شهرى به شهرى حمل مىشود . بعير : بعير به معنى مطلق شتر است اعم از نر و ماده چنان كه جمل شتر نر و ناقه شتر ماده است . ظاهرا « ابل » نيز مانند بعير است . موثق : وثوق ، ثقه : اعتماد . وثاقه : محكم و ثابت شدن . « موثق » و و ميثاق : پيمان اكيد و پيمان اطمينان آور .