ولى او امتناع كرده است و اگر از فرمانم اطاعت نكند حتما به زندان مىرود و از حقيران مىشود .
33 - يوسف گفت : پروردگارا زندان به من از آنچه به سوى آن مىخوانندم محبوبتر است اگر حيلهء آنها را از من بر نگردانى به آنها ميل مىكنم و از جاهلان مىشوم .
34 - خدايش از او پذيرفت ، حيلهء زنان را از او برگردانيد كه خدا اوست شنوا و دانا .
35 - آن وقت بعد از آن همه شواهد كه ديدند به نظرشان رسيد كه او را تا مدتى زندانى كنند .
كلمهها
نسوة : زنان . همچنين است نساء و نسوان ، اين جمعها از لفظ خود مفرد ندارند ، مفرد آنها مرئه است از غير لفظشان .
شغفها : شغاف : غلاف قلب . فاعل
شَغَفَها حُبًّا
كلمهء « فتى » است و « حبا » تميز است يعنى عشق غلام پردهء قلب زن را پاره كرده و در درون آن جاى گرفته است .
فتاها : فتى : غلام جوان . مؤنث آن فتاة است .
اعتدت : عتاد : آماده شدن . اعتاد : آماده كردن « اعتدت » آماده كرد آن زن .
متكئا : توكؤ : تكيه كردن . اتكاء : نشستن با اطمينان و آرامش « اتكا اتكاء : جلس متمكنا » « متكئا » اسم مفعول است از اتكاء به معنى تكيه شده خواه بالش باشد و خواه تختى كه بر آن مىنشينند ، مراد از آن در آيه مجلسى است كه با اطمينان در آن مىنشينند ، فيومى در مصباح مجلس معنى كرده است ، بعضى آن را متكا بر وزن