6 -
يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
.
در اين آيه آثار كراهت بيان شده و آن اينكه با آن حضرت در زمينهء جنگ مجادله مىكردند و بقول كشاف ، مىگفتند : ما فقط براى گرفتن كاروان آمده بوديم چرا از اوّل نگفتى تا خود را براى جنگ آماده كنيم ، در وقت رفتن به طرف دشمن چنان بودند كه گويى آنها را آشكارا براى اعدام مىبرند ، به نظر مىآيد اين در وقتى بود كه معلوم شد كاروان فرار كرده و ناچار هستند كه با دشمن بجنگند .
مراد از « الحق » ظاهرا جهاد است كه حق و مصلحت آنها بود ، آشكار شدنش ظاهرا از آن جهت بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خبر داده بود : يا كاروان را مىگيرند يا بر قريش غالب مىشويد و چون كاروان رفته بود به وعدهء حتمى به كاروان پيروز مىشدند . كه يك طرف وعده بود .
7 -
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ
.
اين وعده به دنبال شوراى جنگى بود كه ابو بكر و عمر و مقداد و سعد بن معاذ در آن اظهار رأى كردند و حضرت فرمود : خدا يكى از دو طائفه ( كاروان - قريش ) را به من وعده فرموده و هرگز در وعدهاش خلف نمىكند ولى ياران آن حضرت خوش داشتند كه آن ، كاروان باشد زيرا پر فائده و كم زحمت است ، مراد از
ذاتِ الشَّوْكَةِ
لشكريان قريش است كه داراى قدرت و شوكت بودند ، ولى خدا مىخواست كه با قريش روبرو شوند و آنها را شكست دهند تا حق پيروز گردد چنان كه فرموده :
وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ
.