تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ميليون درهم حمل مىكرد ، محافظين كاروان به سركردگى ابو سفيان فقط چهل نفر بودند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به واسطهء عمويش عباس از حركت كاروان به شام مطلع شده بود و حتى دو نفر جاسوس بنام طلحة بن عبيد اللَّه و سعيد بن زيد پشت سر كاروان به شام فرستاده بود كه برگشتن كاروان را به آن حضرت اطلاع دهد ، مدينه با مكه در حال جنگ بود ، مكىها هر بلا كه از دستشان مىآمد به سر مسلمانان مىآوردند ، لازم بود از نظر نظامى و اقتصادى بر آنها فشار آورد . به هر حال ، آن حضرت از حركت كاروان از شام مطلع گرديد و از مدينه به قصد « بدر » كه محل تلاقى راههاى مكه و مدينه و سوريه بود خارج گرديد ، مسلمانان به اميد مصادرهء كاروان بودند ولى خدا بدين وسيله مىخواست لشگريان كفر شكست بخورند و اسلام غالب گردد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با 313 نفر از ياران خود حركت كرد و فرمود : شايد خدا اموال آن كاروان را به شما عطا فرمايد . آن حضرت به محض رسيدن به حول و حوش بدر شتر سوارانى فرستاد تا از كاروان خبرى بياورند ، آنها به داخل آبادى بدر رفتند و چنين وانمود كردند كه براى نوشيدن آب آمده‌اند در آنجا دو دختر را ديدند كه در كنار چشمه با همديگر صحبت مىكنند و يكى به ديگرى مىگويد : به زودى كاروان مىرسد من براى كاروانيان خدماتى انجام مىدهم از پاداشى كه مىگيرم قرضم را پرداخت خواهم كرد ، آنها از اين گفتگو دانستند كه كاروان هنوز از آنجا نگذشته است ، لذا مراجعت كرده و جريان را به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گزارش كردند . از آن طرف ابو سفيان از ماجراى حركت مسلمانان تا حدى مطلع شده بود او كاروان را در محلّى بنام حنين متوقف كرد و بعد به تنهايى به طرف بدر حركت نمود چون وارد بدر شد از مردم پرسيد آيا خبرى هست ، مردى گفت : خبر تازه‌اى نيست فقط دو شتر سوار چند ساعت قبل آمدند و آب نوشيدند . ابو سفيان