گفتهاند .
امنة : امن و امنة : ايمنى و آرامش قلب .
رجز : آن در اصل به معنى لرزه و اضطراب و در آيه به معنى وسوسهء شيطان است كه موجب اضطراب مىشود .
يربط : ربط : بستن . « ربط على قلبه » : قلبش را بست و محكم كرد
لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ
: تا قلب شما را محكم و مطمئن كند .
الرعب : رعب : ترس . راغب آن را انقطاع و لا علاجى از كثرت خوف گفته است .
بنان : بنانه : طرف يا سرانگشت . جمع آن بنان است ، طبرسى مىگويد :
بنان به معنى اطراف بدن است مانند دستها و پاها مفرد آن بنانه است ، به انگشت نيز بنانه گويند . صحاح ، سرانگشت گفته است .
شاقوا : شق : شكافتن و شكاف . شقاق : مخالفت و دشمنى
شَاقُّوا اللَّهَ
مخالفت و دشمنى كردند با خدا .
شرحها
بدر دشتى است بيضى شكل كه طول آن در حدود پنج ميل و نيم و عرض آن تقريبا چهار ميل است ، جنگ تاريخى « بدر » در آن واقع شد « 1 » و به پيروزى قواى توحيد بر قواى كفر انجاميد كاروان قريش از شام به سوى مكّه حركت ميكرد ، اين كاروان از هزار شتر تشكيل يافته و كالاهاى مختلف به ارزش يك
هامش
( 1 ) بدر در جنوب غربى مدينه واقع است ، فاصله ما بين آن و مدينه در حدود صد و پنجاه و شش كيلومتر مىباشد .