تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
يساقون : سوق ( بفتح قاف ) : راندن ، يساقون : رانده مىشوند . الشوكة : شوك : خار . شوكت در آيه به معنى قدرت است
ذاتِ الشَّوْكَةِ
صاحب قدرت . گويا اين ، از آن جهت است كه قدرت آنها به منزلهء خار براى ديگران است . يحق الحق : حق در اصل به معنى مطابقت و موافقت است احقاق حق : ثابت و روشن كردن حق . دابر : دبر ( بر وزن شتر ) : عقب . دابر : آخر و دنباله ، به معنى ريشه نيز آيد . يبطل الباطل : ابطال باطل : روشن و ثابت كردن بطلان باطل . تستغيثون : غوث : يارى و نصرت . استغاثه : يارى خواستن
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ
آن گاه كه يارى مىخواستيد . ممدكم : مد : زيادت . جذب و كشيدن را مد گويند كه موجب زيادت و گسترش است ، راغب اصل آن را كشيدن مىداند ، امداد در آيه به معنى كمك كردنست « ممدكم » يارى كنندهء شما هستم . مردفين : ردف : تبعيت و در پى آمدن ، رادف و مردف : آنكه ديگرى را در پى خود مىآورد جمع آن مردفون است . بشرى : بشارت و بشرى : خبر مسرت بخش . كه اثر آن در بشره ظاهر مىشود . يغشيكم : غشى : پوشاندن و فراگرفتن . تغشيه : پوشاندن و نيز پوشانيدن چيزى بر چيزى .
يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ
مىپوشاند خواب سبك را بر شما . نعاس : خواب كم . « النعاس : النوم القليل » ، چرت و اول خواب نيز