كه غنائم مال خدا و رسول است ، از خدا بترسيد و از اختلاف دست برداريد ، آن گاه به صفات مؤمنان واقعى و بپاداش آنها اشاره شده است ، آن حضرت غنائم را ميان مسلمانان تقسيم كرد و چيزى براى خود برنداشت .
1 -
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ
.
با استفاده از روايات به نظر مىآيد كه الف و لام در « الانفال » اول براى عهد و در دوم به معناى جنس است ، يعنى از تو از عنانم و انفال بدر مىپرسند بگو همهء انفال اعم از غنائم جنگى و سائر ثروتهاى عمومى از قبيل جنگلها و معادن و . . . مال خدا و رسول است « 1 » حالا كه مالك انفال خدا و رسول است پس از خدا بترسيد و اختلافى كه در ميان خود داريد اصلاح كنيد .
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
تأكيد صدر آيه است كه به منازعه پايان دهيد ، و از خدا و رسول اطاعت كنيد كه مقتضاى ايمان همين است .
اين آيه با آيهء 41 كه مىگويد :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ . . .
منافاتى ندارد زيرا بنا به مضمون آيه اول انفال مال خدا و رسول است آن وقت مانعى ندارد كه خدا در مرتبه ثانى حكم كند چهار پنجم غنائم مال مجاهدين و يك پنجم به عنوان خمس به دست پيامبر برسد ، آنچه گفتهاند : اين آيه با آيه چهل و يك نسخ شده ناصحيح است ، از تفسير قمى نقل شده : كه رسول خدا غنائم بدر را تخميس نكرد و آن را به طور مساوى ميان اصحاب خود تقسيم نمود ، سپس از غنائم ديگر خمس گرفت ، اين مطلب در مجمع البيان نيز آمده است ، گويا علت عدم تخميس آن بوده كه به مجاهدين زياد برسد ، چون آن روز بسيار در مضيقه بودند .
هامش
( 1 ) مشروح انفال در نكتهها خواهد آمد .