رابعا : مقدار آبهاى درياها و ابرهاى آسمان به حدى نيست كه بتواند كوهها را بپوشاند چون اول بايد درياها پر شوند ، بايد گفت : خدا از كرات ديگر آب فرستاده است ، اين هم بسيار بعيد است وانگهى منظور غرق شدن آن قوم بود ديگر حاجت نبود كه كوهها در زير آب بمانند مگر آنكه بگوئيم در زمان نوح عليه السّلام خشكى روى زمين فقط به مساحتى مثلا مانند استان « گيلان » بود و قارهها پيدا نشده بودند و همان مقدار نيز غرق شده و همه از بين رفتهاند .
صاحب المنار كه قائل به محلى بودن طوفان است مىگويد : ظواهر آيات به كمك قرائن و تقاليد رسيده از اهل كتاب نشان مىدهد كه آن روز در همهء روى زمين جز قوم نوح نبودند و آنها هم در اثر طوفان از بين رفتند ، جز فرزندان او ( و مؤمنين ) باقى نماندند و اين مقتضى آن است كه طوفان محلى بوده ولى خشكى در آن زمان كوچك بوده است ، زيرا كه از زمان تكوين و پيدايش بشر فاصله نداشت .
طوفان نوح در كتابهاى ديگران :
در تفسير الميزان سورهء هود از المنار نقل كرده : جريان طوفان نوح در تاريخ امتهاى گذشته نيز مطابق تورات و گاهى مخالف آن ذكر شده آن گاه اين جريان را از كتب كلدانيها و يونانيها و « اوستا » كتاب مجوس و كتب هندىها نقل نموده است طالبان تفصيل بيشتر به الميزان و مانند آن رجوع كنند . راجع به عمر نوح عليه السّلام ذيل آيهء :
فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
عنكبوت / 14 خواهد آمد .
* * * جلد چهارم تفسير ( احسن الحديث ) به پايان مىرسد و جلد پنجم به يارى خدا از آيهء پنجاه سوره شروع خواهد شد .