كلمهها
احكمت : حكم در اصل به معنى منع يا منع از فساد و قضاوت است . احكام :
استوار و متقن كردن . حكيم كسى است كه مانع از فساد باشد و و كار را محكم و متقن انجام بدهد « الحكيم : المتقن للامور » جمله « احكمت » به معنى محكم شده و محفوظ شده از باطل و مانند آن است .
فصلت : فصل بريدن و جدا كردن به طورى كه ايجاد فاصله شود . تفصيل :
متمايز كردن . تفصيل كلام روشن كردن آنست « فصلت » : روشن شده است .
لدن : ( بر وزن عضد ) ظرف زمان و مكان است و به مكان نزديك دلالت دارد
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ
: از جانب و از نزد حكيم .
اجل : ( بر وزن شرف ) مدت و آخر مدت ( قاموس قرآن ) مسمى : تسميه شده ناميده شده « معين » .
فضل : زيادت . ضد نقص . « الفضل : الزيادة عن الاقتصاد » ( احسان ) .
مرجعكم : مرجع ( بكسر - ج ) مصدر ميمى است به معناى رجوع و بازگشت .
شرحها
آيات چهارگانه كه مقدمهء سوره هستند ، بيان من كنند كه : قرآن يك كتاب محكم و مصون از باطل و روشن شده از جانب خداست ، به شما فرمان مىدهد كه فقط خدا را بپرستيد . و به خدا رو آوريد كه آن سبب ادامهء نعمت است و گرنه عذاب در كمين شماست و بازگشت همهء شما به سوى خداست .