فرد واحد ، خشنود يا ناخشنود باشند همه يك حكم و يك سرنوشت پيدا مىكنند «
و انما عقر ناقة ثمود رجل واحد منهم فعمهم اللَّه بالعذاب لما عموه بالرضا فقال
فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ
» خداوند عذاب خود را به صورت جمعى بر عموم مردم ثمود فرود آورد زيرا كه عموم مردم ثمود به تصميمى كه يك فرد گرفت خشنود بودند و آن تصميم كه به مرحله عمل در آمد ، در حقيقت تصميم همه بود . خدا در سخن خود كار پى كردن را در عين اينكه وسيله فرد انجام گرفت به همه نسبت داد .
ناگفته نماند : صرف راضى شدن و نشدن گناه و ثواب تلقى نمىشود مگر آنكه در تصميم فرد عامل دخيل و مؤثر باشد كه آن نوعى شركت در عمل است مثلا محرك فرد به عمل ، رضايتى است كه در ديگران احساس مىكند .
در قرآن احيانا كار يك نسل را به نسلهاى بعدى نسبت مىدهد آن چنان كه اعمال گذشته قوم اسرائيل را به مردم زمان پيغمبر نسبت مىدهد و مىگويد :
اينها به موجب اينكه پيامبران را به ناحق مىكشتند استحقاق ذلت و مسكنت دارند ، اين از آن جهت است كه اينها از نظر قرآن ادامه و امتداد همانها ، بلكه از نظر روحى عين آنها هستند كه هنوز هم ادامه دارند اينكه « اگوست كنت فرانسوى » مىگويد : بشريت از مردگان بيشتر تشكيل شده تا از زندگان . يا مىگويد : مردگان بيش از پيش بر زندگان حكومت مىكنند ، ناظر به همين معنى است .