122 - وظيفه نيست كه همه مؤمنان به جهاد بروند پس چرا از هر فرقهء آنها گروهى نمىروند تا در دين دانا شوند و وقت برگشتن قوم خود را انذار كنند تا آنها از معاصى بر حذر باشند .
123 - اى كسانى كه ايمان آوردهايد بجنگيد با كفارى كه به ديار شما نزديك هستند و تا در شما قاطعيت بيابند و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است .
124 - و چون سورهاى نازل مىشود بعضى از منافقان به ديگران گويد : اين آيه كدام يك را افزون كرد ، اما ايمان اهل ايمان را افزون كرده آنها شادمانند .
125 - اما كسانى كه در قلب مرض دارند بر پليديشان پليدى افزوده و كافر مردهاند .
126 - آيا نمىبينند كه در هر سال يك دفعه يا دو دفعه امتحان مىشوند ولى نه توبه مىكنند و نه بيدار مىشوند .
127 - و چون سورهاى نازل شود بعضى به بعضى نگاه مىكنند كه آيا كسى شما را مىبيند سپس متفرق مىشوند خدا قلوبشان را از حق برگردانيد ، كه قوم نادانند .
128 - براى شما از خودتان پيغمبرى آمد كه هلاكت شما بر او دشوار است بر شما حريص است و به مؤمنان با رأفت و مهربان است .
129 - اگر از قبول دعوت تو برگردند بگو : خدا بر من بس است ، جز او معبودى نيست بر او توكل كردم ، او صاحب حكومت بزرگ است .
كلمهها
لينفروا : نفر ( بر وزن عقل ) اگر با « من - عن » باشد به معنى دورى و تفرق است « نفر منه و عنه » از او دور شد . و اگر با « الى » باشد به معنى خارج شدن و رفتن است ، در آيه معناى دوم مراد است .
كافة : كف : باز داشتن . كاف : باز دارنده . كافة مؤنث كاف است و نيز براى مذكر آيد ، در اين صورت تاء براى مبالغه است ، كافه به معنى همگى و جميع نيز آيد كه كف به معناى جمع كردن نيز