اين آيه تكميل آيهء
لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً . . .
است يعنى آنكه بنيانش بر تقوى پايه گذارى كرده بهتر است از كسى كه بنيانش را بر كنار سيلگاه فرو ريزنده بنا نهاده است ، ضمير « به » راجع است به « من » على هذا
فَانْهارَ بِهِ
يعنى او را ساقط كرد ، در اين آيه بنيان منافق كه روى اغراض منافقانه ساخته شده ، به ساختمانى تشبيه شده كه بر كنار سيلگاه فرو ريزنده بنا شده كه سازنده را به آتش جهنم ساقط مىكند : علت اين سقوط آنست كه خدا ظالمان را در كار ظالمانهءشان هدايت و موفق نمىكند . در اين آيه زندگى مؤمن و منافق روى اغراضى كه دارند تشريح شده است .
110 -
لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
.
كلمهء
فِي قُلُوبِهِمْ
متعلّق است به « بنيانهم » يعنى بنايى كه از روي شك ساختهاند در قلوب آنها پيوسته است مگر آنكه قلوبشان تكه پاره شود و طرفدارى از آن بنيان نيز از بين برود ، اشاره است به رسوخ نفاق در قلب آنها و اينكه با انهدام آن مسجد هنوز اثر آن در قلوبشان باقى است خدا عليم و حكيم است كه مؤمنان را آن چنان بلند و منافقان را اين چنين پست مىكند .
111 -
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
.
اين عينيت مؤمنان در مقابل منافقان است ، خدا لذات دنيا را نالايق ديده از اينكه پاداش مؤمنان رزمنده باشد ، در اينجا خريدار خدا ، فروشنده مؤمنان متاع اموال و جانها ، قيمت بهشت خداست ،
فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
نشان مىدهد كه در صورت كشتن و كشته شدن هر دو ، اين معامله درست است و فقط منحصر به شهيد شدن نيست .
وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى