تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

شرحها

اين آيات يك عينيتى است از تلاش منافقان و طرفداران راه باطل و مؤمنان و طرفداران راه حق كه در راه خدا مىكشند و كشته مىشوند و متخلّق به اخلاق خوب و انسانيت مىباشند ، براى فهم دقيق اين آيات ماجرايى كه در اين زمينه واقع شده لازم است ذكر شود : پيش از آنكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به مدينه هجرت كند مردى بنام ابو عامر راهب در مدينه مىزيست ، او يك روحانى و مورد احترام مردم بود ، از كتابهاى گذشتگان با خبر بود ، به مردم بشارت مىداد كه پيامبرى مبعوث شده و به مدينه هجرت خواهد كرد ، چون رسول خدا به مدينه آمد ، ابو عامر بر آن حضرت حسد برد و به مخالفت برخاست ، روزى به آن حضرت گفت : اين چه دينى است آورده‌اى ؟ فرمود : دين حق ابراهيم است كه آورده‌ام . ابو عامر گفت : من در آن دين مىباشم حضرت فرمود : تو در دين ابراهيم نيستى بلكه چيزهايى وارد آن كرده‌اى . ابو عامر گفت : هر كه از ما دروغگوست خدا او را تنها و فرارى بكشد . او از مدينه خارج شد ، در جنگ احد با عدّه‌اى به جنگ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد ، پس از فتح مكه به طائف فرار كرد چون اهل طائف مسلمان شدند ، از آنجا به شام رفت و از آنجا به روم حركت نمود و نصرانى شد و به منافقان مدينه نوشت كه آمادهء رجوع من باشيد و مسجدى براى من بسازيد من با لشكريان روم به مدينه مىآيم تا محمّد را از آنجا بيرون كنيم ، او پيش از رسيدن به روم در وسط راه تنها و فرارى از دنيا رفت ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله او را به جاى ابو عامر راهب ، ابو عامر فاسق لقب داد ، او پدر حنظله غسيل الملائكه است رحمه اللَّه كه در حال جنابت كه فقط يك شب در كنار عروس خود ماند در « احد » شهيد شد ، حضرت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 314 | على اكبر قرشى بنابى