است جمع آن مخلفون است آن از خلف به معنى جانشينى است .
مقعدهم : مقعد مصدر ميمى است بمعنى قعود و نشستن .
خلاف : خلاف : مخالفت يا به معنى « بعد » است « خلاف رسول اللَّه » :
براى مخالفت رسول خدا ، يا بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله .
تنفروا : نفر : كوچ كردن و خارج شدن .
لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ
در اين گرما خارج نشويد « حر » گرما و حرارت .
رجعك : رجوع : برگشتن و برگرداندن ، مراد از آيه معناى دوم است .
الخالفين : خالف : كسى كه مانده و نرفته است « خالفين » : ماندگان .
تزهق : زهق و زهوق : هلاكت و خروج روح ( مردن ) .
اولوا الطول : طول : قدرت و نعمت
أُولُوا الطَّوْلِ
صاحبان ثروت و قدرت .
ذرنا : فعل امر است يعنى : بگذار ما را ، ترك كن ما را ، و ذر : ترك كردن .
الخوالف : خالفه : زنى كه مانده و نرفته است ، جمع آن خوالف است .
يفقهون : فقه : فهم و درك . « لا يفقهون » : نمىفهمند .
الخيرات : خوبها . خير : خوب و اختيار شده و برگزيده .
مفلحون : فلح و افلاح : رستگارى . مفلح : رستگار ، همچنين است فوز .
شرحها
تعقيب ماجراى تبوك و ادامهء بررسى وضع منافقان است ، اين سوره كه در سال نهم هجرت نازل گشته نشان مىدهد كه منافقان در ابعاد وسيعى كارشكنى مىكردهاند ، آن وقت حدود يك سال از عمر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مانده بود ، ولى پس از رحلت آن حضرت كه خلافت بدست يك اقليت ليبرال قبضه شد ديگر خبرى از