تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
ظهور آيه آنست كه هيچ پيامبرى كارش آن نبوده كه اسير گرفته و اسير نگهدارى كند و اسير مبادله كند و يا از آنها غرامت گرفته و آزادشان كند ، مگر آنكه در زمين خود را نيرومند كند و قوى شود ، به طورى كه نگهدارى اسير ، او و ملّت او را تضعيف نكند ، نتيجه آنكه : تا به آن حدّ از نيرو و قدرت نرسيده اسيران را كه گرفت مىكشد تا ديگران به حمله و هجوم دست نزنند ، اينكه مسلمانان رسول خدا را در فشار گذاشتند كه غرامت گرفته و اسيران بدر را آزاد كند به حكم دنيا دوستى و
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا
بوده است ، حال آنكه خدا ، آخرت و پيشرفت دين و مكتب و ثواب آخرت را خواستار است . در مجمع البيان مىگويد : عبيدهء سلمانى از رسول خدا نقل كرده كه روز بدر به اصحاب خود فرمود : اگر مىخواهيد اسيران را بكشيد و اگر مىخواهيد غرامت بگيريد . . . غرامت بگيريم تا از جهت مال نيرومند شويم ، اين روايت نمىتواند قابل قبول باشد زيرا با ظهور آيه نمىسازد ، باز نقل كرده : گويند آن حضرت از غرامت گرفتن ناخرسند بود ، سعد بن معاذ اين ناخرسندى را از قيافهء آن حضرت دريافت و گفت اى رسول خدا اولين بار است كه با مشركان درگير شده‌ايم كشتن آنها در نظر من از نگاه داشتن بهتر است ، عمر بن الخطاب نيز چنين نظر داد ، اما ابو بكر گفت : اهل تو هستند از آنها فديه بگير و زنده‌شان دار . اين حديث با ظاهر آيه مىسازد . به هر حال ظهور آيه و آيات بعدى آنست كه آن حضرت را به قبول غرامت ناچار كرده‌اند ، اما نسبت اين آيه با آيهء
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها
قتال / 4 ، اين آيه در طول آيهء
ما كانَ لِنَبِيٍّ . . .
است يعنى : پس از آنكه پيامبر نيرومند شد و در جنگ ، كفار را عاجز كرد و متلاشى شدند ديگر آنها را نمىكشد
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 167 | على اكبر قرشى بنابى