تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
و دراز و جنگهاى خانمانسوز كه ميان اوس و خزرج از اهل مدينه بود ، نشان مىدهد : جز مشيت خدا و احكام شفابخش قرآن نمىتوانست آنها را با هم متّحد نمايد .

نكته‌ها

1 - عاطفه و تعقل هر يك جاى خود را دارد و اگر جور ديگر جابجا شوند ضرر ببار مىآورند ، اينكه قرآن مىفرمايد
فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ
يك واقعيت است بايد با دشمنى كه سر سازش ندارد چنان با قاطعيت رفتار كرد كه ديگران هم در جاى خود بنشينند اينجا اگر عاطفه در بين باشد كار ضايع خواهد شد لذا در بارهء حد زناكار آمده :
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ . . .
نور / 2 . 2 - آيهء
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ
براى تأمين صلح است ، آرى صلحى كه از راه قدرت باشد ، در عين حال اين آيه مىفهماند كه درگيرى و بروز اختلاف ميان ملّتها يك امر طبيعى و لازمهء زندگى است ، بايد هر چه بتواند آماده و مجهز شد تا دشمنان سر جاى خود بنشينند . 3 - جنگ اولين چارهء درد نيست ، بايد راههاى ديگرى جست كه خون - ريزى پيش نيايد ، لازم است صلح و سازش را پذيرفت و از راههايى كه غير از جنگ است در پيشبرد توحيد وارد شد و اگر دشمن توطئه كرد بايد جلوگيرى نمود و بى امان كارش را ساخت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 161 | على اكبر قرشى بنابى