گمراه مىشود از روى حجت گمراه شود و هر كه هدايت مىشود از روى دليل هدايت شود ، خدا شنوا و داناست .
43 - آن دم كه خدا در خوابت آنها را كم مىنمود و اگر به تو بسيارشان نموده بود سست مىشديد و در كار جنگ اختلاف مىكرديد ولى خدا از سستى و اختلاف نگاه داشت كه خدا به آنچه در سينههاست آگاه است .
44 - و آن دم وقتى كه تلاقى كرديد در ديدگان شما آنها را كم مىنمود و شما را در ديدگان آنها كم مىنمود تا خدا كارى را كه شدنى بود انجام دهد و كارها به سوى خدا باز مىگردد .
45 - اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر با گروهى برخورد كرديد پايدار بمانيد و خدا را بسيار ياد كنيد تا رستگار شويد .
46 - خدا و رسولش را اطاعت كنيد ، اختلاف نكنيد كه سست شويد و نيرويتان برود ، استقامت كنيد كه خدا با استقامت كنندگان است .
47 - مانند آن كسان مباشيد كه از ديار خود از روى طغيان و خودنمايى خارج شدند و از راه خدا باز مىدارند ، خدا به آنچه مىكنند احاطه دارد .
كلمهها
العدوة : عدوه : كنار بيابان و درّه « العدوة : شاطئ الوادى و جانبه » ، العدوة الدنيا » يعنى كنارهء نزديكتر به مدينه .
القصوى : قصو : دورى . اقصى : دور تر ، قصوى مؤنث آنست
بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى
« يعنى كرانهء دور تر از مدينه .
الركب : ركوب : سوار شدن . راكب شتر سوار را گويند ، به اسب سوار فارس گفته مىشود ، ركب جمع راكب است به معنى شتر سواران منظور كاروان قريش است .
اسفل : سفل : پائينى . سافل : پائين . اسفل : پائينتر .