تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
به معنى ظهور است . منهاج : نهج و منهاج : راه آشكار ، على هذا شرعه و منهاج هر دو بيك معنى است . فاستبقوا : استباق : مسابقه و پيشى گرفتن بر يكديگر
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
يعنى در خوب‌ها بر يكديگر پيش گيريد . خيرات : خوبها ، اختيار شده‌ها . مفرد آن خير است . مرجعكم : مرجع ( بكسر جيم ) مصدر ميمى است به معنى رجوع و برگشت . اهواء : خواهشهاى نفسانى مفرد آن هوى است . در قرآن مجيد بيشتر در اميال مذموم به كار رفته است و گاهى در ميل ممدوح
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ
ابراهيم / 37 . يصيبهم : اصابه : درك ، يافتن ، طلب و اراده . صوب : نزول و قصد . « ان يصيبهم » : اينكه بگيرد آنها را . حكم الجاهلية : حكم جاهليت همان است كه به موجب جهل حكم شود نه به موجب علم ، اگر مراد از آن حكم بت پرستان باشد باز همين مراد است . يوقنون : يقن ( بر وزن خطر و عقل ) : واضح شدن . ايقان : تحقيق كردن و بيقين رسيدن « يوقنون » يقين مىآورند يا يقين پيدا مىكنند .

شرحها

به دنبال آيات گذشته در اين آيات اولا سخن از نصارى است كه به دستورهاى انجيل مأمور بودند ثانيا قرآن با آنكه تورات و انجيل را تصديق مىكند پيامبر بايد مطابق قرآن حكم كند و نمىتواند تابع اميال اهل كتاب و ديگران باشد ثانيا با وجود يكسان بودن اصول اديان هر پيغمبر به مناسبت زمان خود احكام