تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
باشد يكى ترس از مردم كه در جواب فرموده
فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ
دوم به خاطر جاه و مال كه فرموده
وَ لا تَشْتَرُوا . . .
ممكن است
فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ
متفرع بر
بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ
باشد يعنى حالا كه حفظ كتاب از شما خواسته شده پس از مردم در حفظ آن نترسيد و آن را به بهاى اندكى نفروشيد .
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
« 1 » . قاعدهء كلى است و شامل همه مىباشد ، مصداق آن در اينجا يهود هستند كه در سنگسار كردن به دستور تورات اطاعت نمىكردند امام باقر و صادق عليهما السّلام فرمايند : هر حاكمى كه در دو درهم حكم به غير ما انزل اللَّه كند او كافر است به آنچه بر محمّد نازل گرديده است « 2 » . 45 -
وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ
. حرف « باء » به معناى مقابله است يعنى نفس در مقابل نفس است اگر كسى يك نفر را بكشد در عوض او را مىكشند و اگر چشم كسى را به عمد كور كرد چشمش را كور مىكنند . و هكذا . « قصاص » مصدر است به معناى مفعول ( قصاص شده ) يعنى در تورات نوشتيم كه همهء زخمها كه به عمد زده مىشود داراى قصاص هستند اين آيه اشاره است به قضيهء بنى قريظه و بنى نضير كه قبلا گفته شد
فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ
لفظ « به » راجع است به قصاص « له » اگر راجع به جانى باشد معنى چنين است :
هامش
( 1 ) علت اينكه در اين آيه كافرون آمده و در آيهء بعدى ظالمون ، ذيل آيهء 47 روشن خواهد شد . ( 2 ) « و عن الباقر و الصادق ( ع ) من حكم فى درهمين به غير ما انزل اللَّه ممن له سوط او عصا فهو كافر بما انزل اللَّه على محمد » .