كلمهها
يسارعون : مسارعه به معنى بين الاثنين و مبالغه در سرعت آمده است مراد از آن معناى دوم است يعنى در كفر بسيار تلاش و شتاب مىكنند .
سماعون : سامع : شنونده ، گوش فرا دهنده . سماع مبالغه و سماعون جمع آن است در آن نوعى اطاعت ملحوظ است نه صرف شنيدن .
كذب : ( بفتح كاف و كسر ذال ) دروغ . ( و بر وزن فكر ) دروغگويى .
يحرفون : تحريف كلام آن است كه آن را از معناى اولىاش منحرف كنند .
فتنة : مراد از آن در اينجا گمراهى است .
اكالون : اكل : خوردن . آكل : خورنده . اكال : بسيار خورنده . جمع اكالون .
سحت : حرام . سحت ( بر وزن عقل ) : از بين بردن ( و بر وزن قفل ) شىء مستأصل شونده . حرام را سحت گويند كه دين يا بركت را از بين مىبرد .
مقسطين : قسط ( بكسر اول ) عدالت . و بفتح آن ظلم و انحراف ، اسم فاعل اولى مقسط و مقسطون ، دومى قاسط و قاسطون است .
يحكمونك : تحكيم : حكم و داور قرار دادن . « يحكمونك » يعنى تو را داور قرار مىدهند .
ربانيون : ربانى : تربيت كننده يا مخصوص به رب كه به غير خدا مشمول نباشد .
احبار : حبر ( بر وزن جسر ) عالم ، جمع آن احبار است و در علماء اهل