تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
85 - و به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم ، گفت . اى قوم من ، خدا را بندگى كنيد كه جز او معبودى نداريد ، به سوى شما معجزه‌اى از پروردگارتان آمده ، پيمانه و ترازو را تمام وزن بدهيد اشياء مردم را معيوب نكنيد ، در اين سرزمين از پس اصلاح آن افساد نكنيد ، اگر تسليم شويد اين براى شما بهتر است . 86 - در هر راهى منشينيد كه مردم را مىترسانيد و ايمان آورنده را از راه خدا باز مىداريد و آن را كج مىرويد ، ياد آريد آن دم كه كم بوديد ، خدا عدهءتان را زياد كرد و بنگريد عاقبت مفسدان چگونه بود . 87 - اكنون كه گروهى از شما به آنچه من به ابلاغ آن مأمور شده‌ام ايمان آورده و گروهى ايمان نياورده‌اند صبر كنيد تا خدا ميان ما داورى كند كه او بهترين داوران است . 88 - بزرگانى كه از قوم او گردنكش شده بودند ، گفتند : اى شعيب حتما تو و ايمان آورندگانت را از شهرمان بيرون مىكنيم يا بايد بدين ما باز گرديد . گفت : آيا و اگر چه كراهت داشته باشيم ؟ 89 - به خدا دروغ بسته‌ايم اگر به دين شما باز گرديم از پس آنكه خدا ما را از آن رهايى داده است ، ما را نباشد كه به آئين شما بازگرديم مگر آنكه خدا بخواهد كه پروردگار ماست دانش خداى ما به همه چيز رساست ، بر خدا توكل كرديم ، پروردگارا ميان ما و قوممان به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى . 90 - بزرگان قومش كه كافر شده بودند ، گفتند : اگر از شعيب پيروى كنيد آن وقت زيانكاريد . 91 - رجفه و اضطراب شديد آنها را گرفت و در خانهء خود ساقط شدند . 92 - كسانى كه شعيب را تكذيب كردند گويى در آن ديار بىنياز بودند ، كسانى كه شعيب را تكذيب كردند همانها زيانكار شدند . 93 - شعيب از كنار آنها برگشت و گفت اى قوم پيغامهاى خدايم را به شما رساندم و شما را نصيحت كردم اكنون چطور بر مرگ قوم كافر محزون شوم .