ذيل آيهء 59 .
66 -
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكاذِبِينَ
.
مراد از ملاء ، اشراف و سردمداران قوم هستند كه مال و جاه خود را در خطر مىديدند كه هميشه در وحلهء اول همين « مترفين » و پيشوايان عياش پيامبران را تكذيب كردهاند ( سبأ / 34 ) از زمخشرى نقل شده : آمدن
الَّذِينَ كَفَرُوا
حاكى است كه بعضى از بزرگان قومش ايمان آورده و ايمان خويش را كتمان مىكردهاند ، به هر حال در مقابل هود گفتند : ما تو را دستخوش سفاهت مىدانيم و اين سخنان كه مىگويى حكايت از آن دارد ، سپس آن را تأكيد كرده و گفتند ظن بسيار قوى آن است كه از دروغگويانى ، منظور از
الْكاذِبِينَ
شايد پيامبران ديگر باشد
كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ
شعراء / 123 .
67 -
قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفاهَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
جواب آنهاست . بعد از نفى سفاهت مىگويد كه پيامبرم و بر خلاف نظر شما اين سخنان زائيدهء رسالت است .
68 -
أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ
.
يعنى واقعيت گفتههايم اين است نه نمونهء سفاهت .
69 -
أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ
اين همان است كه در آيهء 63 توضيح داده شد ، آن گاه عذاب قوم نوح را يادآورى كرده و موهبتهاى خدا را به نظرشان آورده است :
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
جانشين شدن بعد از قوم نوح در عين حال كه نعمت است ، تهديد نيز مىباشد